قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2771

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و نود و پنجم از رحلت خير البشر اين سال مسعود بن سلطان محمّد با امير مودود و جميع امرايى كه سابقا اسامى ايشان مذكور شد ، غير از امير ايلغازى كه به عوض خود پسرش أياز را همراه ساخته بود ، عنان عزيمت به صوب دفع كفّار فرنگ منعطف داشته بسيارى از قلاع ايشان را فتح نمودند و خلايق بىشمار از ايشان به تيغ بىدريغ مجاهدان راه خدا هلاك شدند و مدينهء رها را محاصره نمودند . آخر الأمر ، چون از گرفتن آن نااميد گشتند از آب فرات عبور نموده مدّت چهل و پنج روز قلعهء تل‌باشر را محاصره نمودند . و چون در اين مدّت هيچ اثرى از آثار ضعف اهالى آن قلعه ظاهر نشد آن را نيز به حال خود گذاشته به جانب حلب رفتند . ملك رضوان دروازه‌هاى شهر حلب را بسته با سلطان مودود ملاقات نكرد . و در حوالى حلب امير سقمان قطبى ، والى آذربايجان ، بيمار شد و مردم او به واسطهء آنكه روزبه‌روز بيمارى او روى به ازدياد داشت او را در محفّه نشانيده به جانب ولايتش بازگردانيدند . در اثناى راه ، مدينهء بالس وفات يافت . پس او را در تابوت نهاده متوجّه آذربايجان گشتند . چون امير ايلغازى بر اين حال اطلاع يافت ، به قصد آنكه اموال او را متصرّف شود با لشكرى آراسته سر راه او را گرفت . سپاه امير سقمان بر اين حال اطلاع يافته تابوت را در ميان خود نگاهداشته مستعدّ جنگ شدند . بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء جدال و قتال ، سپاه امير سقمان غالب آمده و امير ايلغازى طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد و تمامى اموال و اسباب او به دست سپاه امير سقمان افتاد . القصّه ، چون ملك رضوان با سلطان مسعود و امير مودود و ساير امراى سلطان متّفق نشد ،